دهگلان زادگاه من

معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

دهگلان زادگاه من معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

+ كار تجسم عشق است

كار تجسم عشق است

((كار تجسم عشق است .ليكن شما را اگر توان آن نباشد كه كار باعشق خود به عشق در آميزيد وپيوسته بار و ظيفه اي را بي رغبت به دوش مي كشيد ،زنهار دست از كار بشوييد و برآستان معبدي نشينيد واز آنان كه به شادي تلاش مي كنند صدقه بستانيد))

                                                                                      ((جبران خليل جبران ،پيامبر))

آنچه موجب شد كه غرب از شرق  از نظر علمي سالها و فرسنگ ها فاصله بگيرد و با سرعت تصاعدي از ما دور شوند در نتيجه كار بود و آن را نيز مديون طمانينه اي بودند كه بعد از رنسانس و پايان جنگ هاي خارجي وداخلي بدان دست يافتند

زماني كه نسل گذشته ما ساعات گرانماي عمر را در قهوخانه ها صرف مي كردند انها كار را براي مردمشان اين گونه تبيين مي كردند : ((كار انسان را از سه بدبختي از سه بد بختي بزرگ رهايي مي دهد:ملال،شرارت،فقر))

                                                                                                {ولتر،ساده دل}

آنها به نسل بعدي نيز آموختند : ((بهتر آن است كه از زور تلاش فرسوده گرديم تا آن كه زنگار ببنديم))

                                                                                                  {ريچارد كامبرلند}

و اما ما كه بر سر گنج هاي معنويمان سالهاست به خواب رفته ايم نداي زيباي جبران خليل كه از آموزه هاي غربيان نغز تر مي باشد  را هرگز نشنيده ايم اكنون بعنوان يك شاگرد باز پس مي دهم آنچه را كه از جبران از وراي قرن ها آموخته ام تا شايدخود و  نسل آينده آن را سرلوحه كار خود قرار دهيم :

((و آنگاه دهقاني پاي پيش نهاد و گفت اكنون براي ما از كار سخن بگوي ،

پيامبر گفت :

كار كردن هنگام شدن است باز مين و آسمان

وبيكار ماندن بيگانه گشتن است با بهار وتابستا و خزان و زمستان

و باز ماندن است از قافله حيات ،كهبا غرور ي شكوهمند و تسليمي سربلند به سوي ابديت پيش مي رود

وقتي كار ميكني و جودت به لبكي ماننده است كه از مجراي آن نجواي زندگي به آهنگ بدل مي گردد

آيا دوست ميداري وقتي همه آواز مي خوانند تو ني لبكي گنگ و خاموش باشي ؟

پيوسته با تو گفته اند كه كار نفرين و لعنت است و تلاش ،بلاو بدختي است

اما من با تو مي گويم وقتي كار ميكني ،نقشي از برترين رويا ي زمين را كه در آغاز به نام تو نوشته اند جان مي  بخشي

دوستي با كار،به حقيقت عشق به زندگي است

و عشق به زندگي در كار دمساز شدن با اسرار حيات است

اگر به هنگام كار زمين و زمان را ملامت ميكني وتولد را بلاوبدبختي وتحمل بار تن را لعن و نفرين مي خواني كه در ازل بر پيشاني تو بسته است من با تو مي گويم كه اين نقش لعنت را جز با عرق جبين پاك نمي توان كرد

همچنين با تو گفته اند كه زندگي ظلمت است و تو با ملالت كلام افسردگان را تكرار مي كني

اما من با تو مي گويم زندگي به حقيقتظلمت است مگر شوق و شور در ميان باشد و شوق و شور كور و بي هدف است مگر دانش در ميان باشد دانش پوچ است مگر كار درميان باشد،و كار تهي و بيجان است مگر عشق در ميان باشد

و هنگامي كه كارباعشق كار مي كني ،خود وبا خلق و با خدا پيوند مي دهي و اكنون با تو مي گويم كه كار با عشق چيست

كار باعشق آن است كه پارچه اي را با تار و پود قلب خويش ببافي بدين اميد كه معشوقه تو آن را بر تن خواهد كرد

كار با عشق آن است كه خانه اي را با خشت محبت بنا كني بدين اميد كه محبوب تو در آن زندگي خواهد كرد

كار با عشق آن است كه دانه اي را با لطف و مهرباني بكاري

و حاصل آنرا با لذت دروكني

چنانكه گويي معشوق تو آنرا تناول  خواهد كرد

و بالا خره كار باعشق آن است كه هر چيز را با نفس خويش جان دهي و بداني كه تمام پاكان وقديسان عالم در كار تو مي نگرند

اغلب شنيده ام كه در ابهام نيم خواب مي گويي

آن كس كه نقشي را از خيال خويش برسنگ مرمر تصوير ميكند از آن كس كه زمين را شخم مي زند شريف تر است

و آنكس كه رنگين كمان آسمان را مي ربايد تا چهره انساني را بر بوم نقاشي تصوير كند از آن كس كه براي ما پاي افزار چوبين مي سازد با ارزش تراست

كار تجسم عشق است كار عشق مجسم است اگر نمي تواني با عشق كار كني

اگر جز ملالت و بيزاري كاري از تو بر نمي آيد

بهتر است كار خود را ترك كني و بر دروازه معبد بنشيني و صدقات كساني را كه با عشق كا رمي كنند بپذيري

زيرا اگر بي عشق پخت كني

ناني تاخ از تنور بدر خواهد آمد كه گرسنه را نيم سير مي گذارد

و اگر با كينه در شراب تو خواهد ريخت و اگر با صداي فرشتگان آواز بخواني و تو را به آن آواز عشقي نباشد

گو ش آدميان را آشفته مي كني

و آنان را از شنيدن آواي روز و نجواي شب محروم مي داري))

محمد فايق مجيدي دهگلان  24/8/84

 

 

نویسنده : محمد فایق مجیدی مجیدی دهگلان ; ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٧
تگ ها:

.: Weblog Themes By Slide Skin:.