دهگلان زادگاه من

معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

دهگلان زادگاه من معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

+ اي عموي پير تاريخ

به نام خدايي كه تيشه تيز غفلت ما از وجود موجودش نكاهد

 

 

 

0000دشمنانم موزيانه خندهاي فتحشان بر لب

بر من آتش بجان نازل00000 

من به هر سو مي دوم گريان از اين بيداد

مي كنم فرياد

                             اي فرياد

اي فرياد

واي بر من همچنان مي سوزد اين آتش

آنچه دارم يادگار و دفتر وديوان 0000 

من به دستان پر از تاول اين طرف را ميكنم خاموش

وز لهيب آن مي روم از هوش0000

 

((مهدي اخوان ثالث]))

 

 

 

 

 

 

 

اي عموي پير تاريخ بنويس0000

آنگاه كه فين كاشان ميزبان بنيان گذار دانايي بود و جهل بر مركب سرخ قدرت سوار بود0000000000000

به نام خداوندي كه تيشه تيز غفلت ما از وجود موجودش نكاهد

آنگاه كه قانون محكوم بودوستم حاكم جهل وناداني دوست و عدالت كد بسته اسير ستم بود نويد تولد كودك اصلاحات را دادند تا علم را تاج سر كند وايمان را چراغ راه و قانون را حاكم و ستم وظلم را زنداني نمايد عدالت را همكار وجهل وناداني را از عرصه براند

 

((اي عموي پير تاريخ بنويس))

آن گاه كه ناداني بر اريكه قدرت نشست ملازمانش ريا وتزوير ودروغ واستبداد وخشونت براي بقاي خويش چه چاپلوسيها كه نكردند آنقدر گفتند تا ناداني مست وسرخوش فرمان قتل دانش را در فين كاشان صادر كرد

((اي عموي پير تاريخ بنويس))

 

آنگاه كه باغ شاهي فين كاشان ميزبان بنيان گذار دار الفنون بود  جهل برمركب سرخ قدرت سوار بود و آ‎نچه را كه مي بايست در ذهن داشته باشد در قدرت تير وكمان و نيروي بازو ها مي جست و بر اريكه اي نشسته بود كه هرگز نه سزاوار آن بود جهل در كوچه پس كوچه هاي شهر و ديارمان آزادانه مي گشت و علم و دانش در باغ شاهي فين كاشان چشم انتظار مرگ بود

اين سرگذشت فقط مربوط به 150 سال پيش نيست بلكه سينه تاريخ مشحون از اين فرمان هاست

ريا و تزوير و تملق ديوار هايي هستند نفوذ ناپذير كه هرگز صاحبان خرد بدان راه نبردنداصلاحات فرزندي كه  در ايران دير به دنيا آمد و پس از سالها از عمرش هنوز كودك وار مي زيد

((اي عموي پير تاريخ بنويس))

آنان كه در اين 150 سال مي خواستند بنياد ناداني بر افكنند تفنگ بر دوش به دنبال نادانان صاحب قدرت رفتند فارغ ازاين كه جامعه مهد پرورش نادانان بود آنها هرچه بيشتر كشتند كمتر نتيجه گرفتندو هرگز ندانستندتفنگ و زور آزادي بيشتر نمي آورد         

البته قومي هم در اين ميان به آسمان خيره شدند و اين قوم خود به باغ كو وكش رسيدند ولي هرگز دست خلقان ديگر را نكشيدندو كار دنيا را به اهل دنيا وانهادند و غربيها آمدند و كردند هرچه كردند وقومي كه چشم وگوش و دهان مردم بودند لب هايشان را دوختند تا شرح قصه زندگي را فقط از لب هاي دوخته بشنوند  و اماآانان كه  مسير را تشخيص دادند و آمدند تا با كار فرهنگي بنياد ناداني بر افكنند چه مغيلانهايي سر زنشگر آنها شد         

اي عموي پير تاريخ بنويس

 

آنان كه به غرب رفتند و جز ياس و نا اميدي هيچ توشه وارمغاني نياوردند      و صاحبان قلم نيز گاه به بيراه رفتند بجاي اينكه (غم اين خفته چند ) خواب در چشم ترشان بشكندمراين در لفظ دري را به پاي خوكان ريختند

از آن روز كه قائم مقام فراهاني صدر اعظم اصلاح طلب ايران در باغ نگارستان آنقدر لاي نمد ماليده شد تا جانش بدر رود بي آنكه خونش ريخته شود وچند سال بعد امير مهمان فين كاشان شد جنبش اصلاح طلب ايرانيان بارها به جاي هديه گلوله نثارش گشته است

تاريخ مشحون است از اسب دواني تند روان مستبد و هواخواهان آنها و اصلاح طلباني چون امير و قائم مقام و مصدق مجال نفس كشيدن نداشتند واين ها بارز ترين نشانه هاي عقب افتادگي ماست 

 

 

 

اي عموي پير تاريخ بنويس

 

آنگاه كه ظلم لباس عدل پوشيده بود و جور را معاون خويش نموده بود وشادي در تبعيد بود و غم هر روز درجه مي گرفت

آنگاه كه دروغ آزاد و عدالت در زندان بود و حقيقت محكوم و فحشا وفساد رها ويله بودوسعادت فراري بود و ايمان مخفي مي زيست      

آنگاه كه عشق را در كنار تيرك راه بندتازيانه مي زدندو كس به انديشيدن خطر نمي كردو تبسم را بر لب ها جراحي مي كردند و ترانه را بر دهان آن گاه كه شوق در پستوي خانه نهان بود فرزندي متولد شد تا همگان را برهاند و او كسي نبود جز ((اصلاحات))

او متولد شدتا شاعران را بگويد بجاي و صف معشوق دستاني را كه كار مي كنند بستا يندو جامه اي زيبا بر برقامت رعناي دين بدوزد و زمين و آسمان را چنان بهم گره بزنند تا سالها عقب ماندگي را جبران كنند

اصلاحات متولد شد تا سياستمداران را بگويد در بازار پر فريب با اندك بضاعت صداقت نمي توان چيزي با ارزش خريد         

او متولد شد تا مارا بگويد سلطان وانهادن فرصت ها نباشيم    

او متولد شد تا طراحان برنامه  برنامه هاي آموزشي را بگويد مواد آموزشيتان از مواريث بي دليل روزگار گذشته نباشد                  

او متولد شد تا به همگان بياموزد ما كه داراي مواريث مادي ومعنوي    عظيمي هستيم  مبادا  بر سر اين مواريث خوابمان ببرد

محمد فايق مجيدي  دهگلان

         

                  

 

نویسنده : محمد فایق مجیدی مجیدی دهگلان ; ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٧
تگ ها:

.: Weblog Themes By Slide Skin:.