دهگلان زادگاه من

معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

دهگلان زادگاه من معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

+ آمبروز بیرس

 

آمبروز بیرس

کتاب دایرۀ المعارف شیطان

آجودان : افسری توطئه گر با درجه ای نه چندان بالا که وظیفه اش پرت کردن حواس فرمانده است .

آرامگاه : آخرین و مضحک ترین حماقت ثروتمندان

آزادی : یکی از ارزشمندترین دستاوردهای خیال پردازی ، رویای شیرین

آسایش : حالت روحی که در اثر مشاهده بیماری و نارحتی همسایه به وجود می آید.

آلبوم عکس : یک آلت شکنجه برای دوستان

اتحاد : از نظر سیاسی به معنی ارتباط دو دزد است که دستشان را آن چنان بخ عمق جیب یکدیگر فرو برده اند که فرصت ندارد شخص سومی را غارت کنند.

احترام  :  فرزند رابطه ی عاشقانه ی یک کچل و یک حساب بانکی

احساس : برادر ناتنی و بیمار اندیشه

اخطار : نوعی سرزنش ملایم که می تواند با استفاده از ساطور قصابی صورت بگیرد ، هشدار دوستانه

اخلاص : نوعی ملایم از اختلال روانی با دلیل و انگیزه های مختلف . در عشق باعث خونریزی های  فراوان می شود و در نوع عرفانی آن به اختلال مزمن در هضم غذا   می انجامد ، معمولا به سختی قابل تفکیک از بلاهت است.

ادراک : خیلی دیر در زندگی به حماقت خود پی بردن.

ارتش : یک طبقه ی اجتماعی بی فایده که منافع ملی را به غارت می برد تا جلوی به غارت رفتن آن را توسط بیگانگان بگیرد.

استثناء : موجودی که اجازه دارد با همنوعانش متفاوت باشد مثل یک مرد با صداقت ، یک زن راستگو و غیره.

استفاء دادن : کاری که یک مرد شریف ، درست دو سه ساعت قبل از آنکه اخراجش کنند باید انجام دهد به موقع آن ضروری است ، چشم پوشی از موقعیت برای حفظ منفعت ، فدا کردن یک چیز کوچک برای به دست آوردن یک چیز بزرگ .

اسقف اعظم : کارمند کلیسا که از همه مقدس تر است و حقوق چرب و نرمی           می گیرد. عضو الیگارشی آسمان . یک جنتلمن خدا

اصطلاحات : مزخرفاتی که در هر مبارزه انتخاباتی بیان می شود و بلافاصله پس از پیروزی در انتخابات فراموش می شود.

بازداشت شده : شخصی همراه با خود پولی برای رشوه دادن به پلیس ندا شته ، لذا سر بزنگاه دستگیر شده است. 

با هوش : شخصی که 10 درصد شنیده ها ، 25 درصد خوانده ها و ... 50 درصد دیده هایش را باور می کند.

بخشیدن : یک شیوه ی تاکتیکی به این درد می خورد که سر آدم تر شرو را گرم کنیم تا بعدا او را در یک حالت شرم وار غافلگیر کنیم.

بدوی : مردمی که گمان می کنند صداقت خیلی مهم و پایداری است .

برائت : حکم پرونده اکثر قتل ها در سانفرانسیسکو

بردباری : نوعی بازی مبتذل و سطح پایین ، افسردگی با ماسک فضیلت

بلای آسمانی : یادآوری بسیار واضح و آشکار این موضوع که نعمت های این زندگی از چنگ ما پس گرفته میشود . دو نوع بلای آسمانی وجود دارد مصیبتی که بر سرمان می آید و خوشبختی که نصیب دیگران می شود.

بند باز : کسی که گردن خودش را می شکند تا شکمش را پر کند.

بومی : آدم هایی با ارزش کمتر که در سرزمین تازه کشف شده اجتماع می کنند ، اما به زودی اجتماع نخواهند کرد بلکه به عنوان کود به کار می روند ، آنان این زحمت را از روی دوش نویسنده دایرۀ المعارفی که در آینده نوشته خواهد شد بر می دارند . که مجبور نباشند مشخصات آنان را بنویسد.

بی اعتمادی : رایج ترین و بزرگ ترین مذهب دنیا

بیرون کردن : یک داوری موثر و مجرب در مقابل بیماری وراجی.

بی فکر : کسی که برای پذیرفتن نصایح ارزشمند ما استعداد ندارد.

بی گناهی: وضعیت یک جنایتکار پس از این که وکیلش اعضای هیئت منصفه را خرید.

بینی : بیرونی ترین پاسگاه صورت

پاکت : تابوت یک سند ، لفاف یک صورت حساب ، باندرول پول حواله شده و لباس خواب یک نامه ی عاشقانه.

پاک دین : مردی متدین که معتقد است تمامی مردم باید کاری را بکنند یا نکنند که او می خواهد .

پشت : قسمتی از اندام دوست تو که در مواقع گرفتاری حق داری به آنجا خنجر بزنی.

پشتکار : فضیلتی احمقانه که با استفادهاز آن یک موجود متوسط به موفقیتی نکبت بار دست می یابد . روش زورمندانه ای برای شکوفا کردن استعدادی که وجود ندارد .به زور موفق شدن.

پند : کوچک ترین سکه ی رایج

تاریخ : گزارش غلط در مورد اتفاقات بی اهمیت که غالبا به وسیله ی حاکمان آدمکش و سربازان احمق اتفاق می افتاد.

تاریخ نویس : دهان گشاد یاوه گو

تحسین : تشویق ، نوعی باج که به تواناییهایی می دهیم که کمابیش شبیه تواناییهای ما هستند البته بدیهی است که کاملا مانند آنها نیستند.

ترسو : کسی که در شرایط خطرناک به جای اینکه با مغزش فکر کند با پا هایش فکرمی کند.

ترفیع : بالا رفتن یک سیاستمدار به یک واک

تسلی : دانستن این مطلب که انسان والاتر از ما ،  بدبخت تر از ماست

تنبلی : مزرعه ای آزمایشی که شیطان در آن بذر گناهان جدید را آزمایش و رشد گناهان مهم را تسریع می کند.

تگنا : اجرت درستکاری و وظیفه شناسی .

توپ جنگی : ابزاری برای اصلاح مرز کشوری

تیمارستان : موسسه ای  برای  نگهداری  شعراء

ثروت : خدای بزرگترین مذهب جهان ، معبد اصلی او در شهر نیویورک قرار دارد.

جرات دادن : تقویت کردن یک احمق برای کاری احمقانه که او را رنج می دهد .

جلاد : شخصی که صادقانه می کوشد تا مانع پیر شدن آدم ها شود و احتمال مرگ ،       ناشی از غرق شدن در دریا یا تصادف را کاهش می دهد .

چاپلوسی : پی ریزی شالوده یک سری خواسته های جدید

چماق : دارویی برای مصرف خارجی برروی سروشانه های یک ابله

حراج کننده : مردی که با ضربه ی چکش خود اعلام می کند که با زبانش جیب کسی را غارت کرده است.

خاطره : مهم ترین تفریح آدم هایی بدبخت

خوابیدن : برای چند ساعت دست از آزار دیگران برداشتن

خوش بین : کسی که برای اثبات اینکه سیاه سفید است می جنگد .

خوشایند : کسانی که به ملاقاتشان می روی یا به ملاقات تو می آید بستگی به این دارد که ثروتمند یا فقیر باشند

خیانت : پاداش اعتماد کردن 

داروساز : شریک جرم پزشک . یار ویاور مرده شور کسی که موجود زنده را در اسرع وقت به جسد تبدیل می کند.

ده فرمان : چند فرمان که تعدادشان ده تاست . جهت اطاعت کردن مفید است ، اما امکان انتخاب از میان آنها را فراهم نمی کند اشکال نوین و امروزی آن به شکل زیر پیشنهاد می شود.

1-  تو حق نداری خدایی جز خدای مرا بپرستی ، چون اگر هم بخواهی از عهده ی انجامش بر نمی آیی

2-  بت نساز چون بت شکن بعدی وسوسه می شود که آن را درب و داغان کند.

3-  نام خدا را بیهوده صدا نزن فقط زمانی این کار را بکن که مطمئن باشی برایت کاری انجام می دهد.

4-  روز شنبه کار نکن ، فقط در حالی که کار می کنی به کسانی که با تو پ بازی می کنند نگاه کن.

5-  به پدر و مادرت احترام بگذارید این کار حق بیمه عمر را کاهش می دهد.

6-  نکش و کسی را به کشتن تحریک مکن وای بر تو اگر به قصاب پوی بدهی

7-  زن همسایه را نبوس حتی اگر او دستی به سرو گوش تو بکشد.

8-  دزدی نکن با این کار به جایی نخواهی رسید بهتر است کلاهبرداری کنید

9-  شهادت دروغ نده ، این کار کثیف است ، بگو از این و آن شنیده ام   

10-نباید چیزی را خواسته باشی که قلاب و وسایل دیگر با حقه بازی به چنگ نیاورده باشی.

راستگو : احمق بی سواد

شهامت : اقرار به بزدلی خود

ضربه ی مشت : داروی محرکی که باعث تند شدن جریان خون شده و آدم را سر حال می آورد بسته به اینکه به معده یا دماغ بخورد.

طرفدار : هوادار پیرو کسی که هنوز آن چیزی را که می خواهد به دست نیاورده است.

عذاب وجدان : موضوعی که سالهاست مشاهده نشده است کلمه ای قدیمی که چون موضوعی را به وجود می آورد که مدت هاست مشاهده نشده فعلا مورد استفاده قرار نمی گیرد .

عذر خواهی : یک روش کاملا علمی و اخلاقی برای آغاز خلاف بعدی . روشی که در آن به اشتباه اعتراف می کنند تا امکان اشتباهات بعدی فراهم شود.

عشق : یک حماقت بی دلیل که در آن شخص قبل از اینکه کوچکترین شناختی از خودش داشته باشد ، بیش از حد روی فرد دیگری حساب کند.

 

 

 

 

 

 

نویسنده : محمد فایق مجیدی مجیدی دهگلان ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٧
تگ ها:

.: Weblog Themes By Slide Skin:.