دهگلان زادگاه من

معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

دهگلان زادگاه من معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

+ بياموزيم

به نام خدا

به شاگردانمان بياموزيم كه(( جهنم جايي است كه آدم مي فهمد با گفتار ورفتارش با ديگران چه كرده است ))

بياموز يم  كه  ((آن كه مي گريد يك درد دارد وآن كه مي خندد هزار درد ))

بياموزيم كه((  مرد افتخار و شهرت ميخرد امازن بهايش را مي پردازد)) جبرا ن خليل

بياميزيم كه ((كوتاه ترين زماني كه ما مجبور به كار هستيم بيشترين كارها و وظايف را بايد انجام دهيم))

بياموزيم كه(( نمي توانم وارد بهشت شويم بلكه بايد بهشت را به درون خويش بياوريم))

بياموزيم كه(( ناداني در ندانستن نيست ، بلكه در مطلق كردن دانسته هاست ))

 بياموزيم كه(( مطالعه كتاب يعني تبديل ساعت هاي ملامت بار به ساعت هاي لذت بخش))

بياموزيم كه(( هر روز وقتي كه خورشيد متولد مي شود  ما هم متولد  شويم))

بياموزيم كه(( مرگ پايان كبوتر نيست))

بياموزيم كه(( خداي غالب قهار بهتر از سرپرست هاي گونا گون است))

بياموزيم كه((مردود شدن شرافت مندانه تر از تقلب كردن است))

بياموزيم كه(( به بهانه نداشتن دستي نبايد دست ديگر را كاسه التماس كرد ))

آموختم كه(( هرچه جايگاهمان رفيع تر باشد فريادمان رسا تر به گوش خواهد رسيد))

بياموزيم  كه (( خطاهاي ديگران را نمي توانيم فراموش كنيم ولي مي توانيم ببخشيم ))ماندلا

بياموزيم كه ((آدم محروم نمي تواند كاري كند اما آدم ناكام دست به عمل مي زند))

بياموزيم كه(( هيچ فقري سخت تر از ناداني نيست و هيچ مالي سودمند تر از خرد نيست و هيچ تنهايي موحش تر از خود پسندي نيست و هيچ عباتي چون تفكر نيست))

بياموزيم كه(( فرزندمان را با انتقاد محكوم نكنيم تا فردا ديگران را محكوم نكند))

بياموزيم كه(( فرزندمان را با عناد و دشمني پرورش ندهيم تا فردا با همه نجنگد))

بياموزيم كه(( فرزندمان را با تمسخر پرورش ندهيم تا فردا شرمنده نباشد ))

بياموزيم كه(( فرزندمان را با بردباري پرورش دهيم تا فردا صبور باشد ))

بياموزيم كه(( شاگردان را با تشويق همگام كنيم تا فردا اعتماد به نفس داشته باشند))

بياموزيم كه(( آدم شدن مهمتر از حاكم شدن است))

بياموزيم كه(( قيمت انسان از روي معلوماتش سنجيده نمي شود بلكه از سجاياي اخلاقي او سنجيده مي شود))

بياموزيم كه(( مانند انسانهاي تنگ نظر نباشيم كه از مصالح بهشت جهنم مي سازند بلكه منند انسان هاي بلند نظر باشيم كه از مصالح جهنم بهشت مي سازند))

بياموزيم كه(( ما به اندك ادب محتاج تريم  از آن كه به بسياري علم))

بياموزيم كه(( جوانمردي آن است كه بار خويش بر خلق ننهيم ))

بياموزيم كه(( با حكيمان رفتار كنم تا حكيم شوم))

بياموزيم كه(( جهل بر علم غرور آفرين رجحان دارد))

بياموزيم كه(( معايب ديگران بهترين معلمان هستند))

بياموزيم كه(( ذهن فرزندانمان را به نوارهاي كاست آموزشي تبديل نكنيم))

بياموزيم كه(( اعمال و رفتار هركس معرف شخصيت وجودي اوست))

بياموزيم كه ((تنها به قاضي رفتن عادت بشر است))

بياموزيم كه(( زياده خواهي يكي از بيچارگي هاي انسان مي باشد   اين همان بيماري است كه آفت آسايش مي باشد))

بياموزيم كه(( بزهكار را حس ششم قوي تر از ساير حواس مي باشد))

بياموزيم كه((آفت فقر قساوت است و دومين عصيان است و سومين تقلب است))

بياموزيم كه(( لطمه دوست كشنده تر از زخمه دشمن است))

بياموزيم كه(( بررگتر ها خطا هايشان بزرگتر است))

بياموزيم كه  ((بعضي ها اعمال و رفتار و حركات و زبانشان خارج از اختيار عواطفشان بوده و در دست مصالحشان مي باشد))

بياموزيم كه(( اشخاص دني براي تنبيه زير دستان قبل از هر چيز تكيه به روي  نان و آب ايشان مي كننند))

بياموزيم كه(( بعضي ها هرچه پول ومقامشان بالا رفته درجه انسانيت شان پايين تر آمده بود))

بياموزيم كه(( از معايب خلقت آدمي است كه تا زنده است بايد التجا به نقطه اي داشته باشد))

بياموزيم كه(( آنكه دنيا برايش تنگ ميشود آن ست كه نقطه التجا و اتكايش را از دست داده باشد ))

بياموزيم كه(( غالبا نيت هاي نا پاك در پس قيافه هاي پاك و معصوم و خوش آيند مي باشند))

بياموزيم كه(( طبع آدمي به همه احوال مانوس مي شود خوپذيري بشر براي او موهبتي مي باشد))

بياموزيم كه((آدم هاي بيشعور بيشتر از ديگران ادعاي فهم و شعور مي كنند))

بياموزيم كه ((آخرين مرتبه لذت جلالت و شوكت  و تجمل  در زندگي سادهو بي پيرايگي مي باشد))

بياموزيم كه( كليد رمز سرشتن دانايي با توانايي در دست معلم است))

بياموزيم كه(( يادگيري مداوم كليد قرن جديد است))

بياموزيم  كه ((آزمون پا فشاري بگذارم هيچگاه به شكست به عنوان يك گزينه ننگرند ))

بياموزيم كه(( ناخداي ذهن و ارباب سرنوشت خود باشم ))

بياموزيم كه ((از شكوه در مورد چيز هاي كه موجب نارحتي تا مي شود اجتناب كنم ))

بياموزيم كه ((در نهايت مسئوليت همه چيز به عهده خود شخص است ))

بياموزيم كه(( جوي هاي كم عمق از آن جهت خود را گل آلود مي كنند كه كسي پي به كم عمقي آنها نبرد ))

بياموزيم كه(( در معامله زندگي آينده هيچ وقت با گذشته برابر نيست ))

بياموزيم كه ((در جهان تنها چيزي كه دائمي است  تغيير است))

بياموزيم كه(( پول دار ها كتاب نمي خرند و نمي خوانند و كتاب خوان ها هم پول براي خريد كتاب ندارند))

بياموزيم كه(( شش خدمت درستكار را نگه دارم (آنها چيز هايي را به من آموختند كه من همه را مي دانستم نام آنها  چه

                         چرا 

                                   كي

                                        چگونه

                                              كجا

                                                   وچه كسي است ))

بياموزيم ((كه از خداوند بخواهم به من آرامش عطا كند تا آنچه را نمي توانم تغير دهم بپذيرم ))

بياموزيم كه(( انسان آن چيزي است كه تمام روز در باره اش فكر مي كند))

بياموزيم كه(( زندگي ما همان چيزي است كه افكار ما مي سازد))

بياموزيم كه(( اگر خود را قابل ترحم بدانم ،همه خود را كنار خواهند كشيد))

بياموزيم كه(( خيلي  چيزها  رو به كوچك شدن است الا دانايي كه هر روز روبه عظمت بيشتر ي مي يابد ))

بياموزيم كه(( آخرين برگ سفر نامه باران اين است ، كه زمين چركين است))

بياموزيم كه   ((آنان را كه قلم به ميدان آورد  هم او آنان را به ميدان تير نيز برد))

بياموزيم كه(( مطالعه  يك صفحه كتاب با فراغت خاطر بهتر از حل 20 صفحه تمرين با استرس است))

بياموزيم كه(( در عشق هاي بزرگ ، در واقع معشوق هر كس در درون خود اوست))

بياموزيم كه(( ابليس هر كس در درون خوداوست))

بياموزيم  كه ((در بازار پر مكر وفريب سياست با اندك سرمايه صداقت نمي توان حتي يك دكه خريد))

بياموزيم كه(( بنياد ظلم در دل هاي نادان است بركندن استبداد دشوار نيست ،اما چه بايد كرد با ناداني))

بياموزيم (( وقتي كه مردم با هم نفس بكشند توفان مي شود و وقتي با هم پا به زمين بكوبند زلزله پديد مي آيد))

بياموزيم  كه(( كليد موفقيت كسب و كار در اين قرن سرعت انديشه است))

بياموزيم كه(( نا خشنود ترين مشتريان ما بزرگ ترين منبع ياد گيري ما هستند))

بياموزيم  كه(( اقتضاي سرشت او آن است كه جوينده ابدي باشد و نه هرگز يابنده نهايي ))

بياموزيم  (( آدمي مي تواند از جهتي ضعيف ترين موجودات باشد ، زيرا آگاه ترين آنهاست به قول پاسگال شكننده مانند ني))

بياموزيم  (( هميشه حق با كسي نيست كه علم بيشتري دارد ، بلكه با كسي است كه علم را با نياز هاي عميق انساني هماهنگ مي سازد ))ندوشن

بياموزيم كه ((براي كشتيي كه مقصدش نا معلوم است هيچ باد موافقي نمي وزد))

 

رنج بي حد از جفاي روزگار آموختم                                             گريه از دلتنگي ابر بهار آموختم

راز ورمز عشق را بر دار كوي دلبران                                    با هزران خون دل منصور وار آموختم

تا گل عشقش شگفت و غنچه زد در باغ دل                                       نغمه هاي عاشقانه از هزار آموختم

گاه ره پوي شب گيسو ،گهي خورشيد وار                            اين سفر از گردش ليل ونهار آموختم

شاه باز دل چو در زنجير عشق افتاد زار                                    از كمند زلف او رسم شكار آموختم

گاه مهر و گاه قهر وگاه راز وگاه ناز                                        از نگاهش نكته هاي بي شمار آموختم

با جفاي دلبران نا آشنا بودم ولي                                               اين هم از آن دلبر نا سازگار آموختم

من اگر تلخم اگرشيرين خدا را عيب نيست                        كين دو شيوه از سرشت آن نگار آموختم

از دل بشكسته كي خيزد سرود ونغمه اي                               اين غزل از شوخ چشمي هاي يار آموختم

                                                              جلال ملكشا

بياموزيم كه(( ميان پندار رسالت و تنفر ،فاصله چنداني نيست))         

بياموزيم كه(( در عصر حاضر غو غاي بلند گوها و فرستنده ها و رسانه ها نمي گذارند كه كسي به نجواي عقل گوش بسپارند))

بياموزيم كه (( روزنامه هاي كيلويي ، پر از اعلان مواد مصرفي هستند و يا تشويق به سرگرم شدن كه اين ديگر در انحصار طبقه هاي مرفه تر است))

بياموزيم كه (( دنيا در اين قرن به انتهاي مر ز سلطنت هوش رسيد ولي فراموش كرده كه هوش به تنهايي بار زندگي را كه بسيار پيچيده و سنگين است به منزل نمي رساند ))

بياموزيم كه(( خشونت كور يكي از خصو صيات دنياي جديد است))

بياموزيم كه(( توقف در آموزش توقف در زندگي است و توقف در پژوهش توقف در آموزش و زندگي است))

بياموزيم كه(( نابودي در انتظار ماست اگر خلاق و نوآور نباشيم))

بياموزيم كه(( زمان تنخواه گرداني است كه صورت حساب هاي آن را فعلا از ما طلب نمي كند))

بياموزيم كه(( ساده سخن گفتن هوشمندي انديشيدن است))

بياموزيم كه(( مدرسه زندان نيست كلان شهر آزادي است ))

بياموزيم كه(( دانش آموز مشتري نيست ، معشوق است))

بياموزيم كه (( كلاس مغازه وتجارت خانه نيست معبد است محل عشق ورزي است))

بياموزيم كه(( خداي من خداي وفور نعمت است ))

بياموزيم كه(( مقصر ترين مردم كساني هستند كه روح ما يوس دارند))

بياموزيم كه(( زندگي درياي متلا طمي است كه قطب نماي آن محبت است))

بياموزيم كه(( آنكه مي تواند نسبت به نيكي ديگران نا سپاس باشد از دروغ گفتن باك ندارد))

بياموزيم كه((انسان آويخته ميان اشكي ولبخندي است))

بياموزيم كه (( آنان كه زندگي را بستري از گل هاي سرخ مي دانند هميشه از خار هاي آن شكايت دارند))ويليام آلن وايت

بياموزيم  كه ((اگر ازانسان اميد و خواب گرفته شود بد بخت ترين موجود روي زمين مي شود))كانت

بياموزيمكه (( سوالهاي هر كس بيش از جواب هايش او را مي شناساند))ولتر

بياموزيمكه ((ممكن است كه دروغ يكسال بدود ولي راستي در يك روز از او جلو مي افتد ))مثل افريقايي

بياموزيم كه اينكه بيش از يك سوم اكسيژن مصرفي بدن ، صرف كار مغز مي شود بي حكمت نيست

بياموزيم كه (( از محبت هدر رفته سخن نگويم ، چراكه محبت چيزي نيست كه هدر رود ))لانگ فلو

بياموزيم كه(( انسان ، بودن نيست .، شدن است)) شريعتي

بياموزيم كه (( وقتي كيسه خالي شد دل پر مي شود )) هوگو

بياموزيمكه (( سخن چينان كه چشمان نجس وقلب ناپاك دارند از صميميت ديگران رنج مي برند ))حضرت علي(ع)

بياموزيم كه (( آنجا كه قدرت پا ميگذاد قانون ضعيف خواهد شد )) ناپلئون

بياموزيم كه (( شادي و الا ترين دستاورد آدمي است ))اريك فروم

بياموزيم كه (( سقوط عميق تر ، معمولا به خوشبختي بلند تر  منتهي مي شود )) ويليام شكسپير

بياموزيم كه آنچه مي دانيم ، يك قطره است ، آنچه نمي دانيم يك اقيانوس

بياموزيم كه (( ما كه هنوز خود را نشناخته ايم چرا ادعا مي كنيم كه ديگران را بشناسيم ))حجازي

بياموزيم كه (( بهترين كتاب آن كتابي است كه انسان را به تفكر وا دارد و الا به درد پاره كردن هم نمي خورد )) الف بس

بياموزيم كه (( حتي از سنگ هايي كه بر سر راه قرار گرفته اند مي توان چيزهاي زيبايي ساخت ))گوته

بياموزيم كه (( هيچ همسايه اي به شيشه حرمت همسايه  اي  سنگ نزند  ،

و هيچ ترازويي خطا نكند به عمد،

و هيچ حاكمي مردمان سر زمينش را نردبان خويش نمي سازد  ،

 و هيچ قاضي اي وجدانش را در كيف رمز دار در پستو هاي دست نيافتني پنهان نمي كند ،

و هيچ قلبي در حمايت شيطان به رذالت تن در نمي دهد

وهيچ اعتمادي به خيانت نمي انجامد

وهيچ پايي برهنه به ميدان نخواهد امد

وهيچ دستي به هيچ رويي چنگ نمي اندازد

وهيچ گونه اي در هرم بي پناهي و حيراني نمي سوزد

و هيچ چشمي به دنبال گمشده اي خون نمي گريد

وهيچ شانه اي باري فراتر از توانش بر نمي گيرد

و هيچ گردني طعم تلخ طناب را نمي چشد

وهيچ گلوله اي گلويي را تعقيب نمي كند

وهيچ جنگي خواب آرام كودكان را نمي آشوبد

و هيچ انساني براي پرنده اي قفس نمي سازد

و هيچ رمزي بين انسان ها، خندق جدايي نمي شود))زهرا حيدري كارشناس مطالعات اجتماعي

بياموزيم كه(( چهار هنر است كه آموختن و آموزاندن آنها دشوار است : خوب خنديدن ، خوب گريستن ، خوب خنداندن،خوب گرياندن ))

بياموزيم كه((هر روز اجازه دهم پيامبر (( انديشه  اي نو ))در وجودم بر انگيخته شود))

بياموزيم كه ((0 بهترين تالار سخنراني تالار قلب است وقتي با قلب خودم حرف مي زنم تمام ملائك برايم كف مي زنند))

بياموزيم كه ((كم رنگ ترين قلم ها از پر رنگ ترين حافظه ها بهتر است ))

بياموزيم كه(( شرافت مكان به مكين است و مهمترين مكان دل ، ببينيم در آنجا چه كسي نشسته است؟))

بياموزيم كه((  كتاب خوب را بايد چند بار بخوانم ، چندبار بگويم،و هميشه عمل كنم))

بياموزيم كه ((كتاب ، پر ارج ترين و ماندگار ترين ميراث انسان و دلپذير ترين ترانه خاموش خردورزان است))

بياموزيم كه((  مدرسه گلستان است  گلها را با آب معرفت و آفتاب محبت و هواي ناب صداقت همواره پر طراوت و شاداب نگه داريم ))

بياموزيم كه(( معلم بي قلم مثل ناخداي بي بلم و فرمانده بي علم است))

بياموزيم كه ((قلمرو كار معلم قلب است ومغز و بايد دانست كه متخصص قلب ومغز شدن چقدر زمان و ظرافت مي خواهد))

بياموزيم كه(( هركه خود را اداره كند بزرگترين مدير است))

بياموزيم كه(( انسان متجدد و عقب مانده به قول تولستوي هر كدام به شيوه خاص خود بد بخت هستند))

0بياموزيم كه((0000به نظر من ، برجسته ترين خصوصيت زمان ما عدم تعادل است : عدم تعادل در ميان گذشته و حال ماده و معني علمو اخلاق و000)) ندوشن

بياموزيم كه(( عيب هايي را كه در ديگران مي بينيم و از بابت آن ناراحت مي شويم همان صفاتي هستند كه خود بايد از آنه بياموزيم ))

بياموزيم كه(( زنداني كردن انديشه هاي خوب در سر همتاي گوشه نشيني است))

بياموزيم كه ((وقتم را صرف شمردن جوايز نكنم )) سميرا  مخملباف

بياموزيم كه(( مبدا و منشا كاخ دانش  سوال هاي عالمانه است))

بياموزيم كه(( بد ترين نوع تعليم وتربيت ،تعليم و تربيتي است كه بد ترين نوع تعليم و تربيت ،تعليم وتربيتي است كه دانش آموز را از لذت پرسيدن و سوال كردن محروم كند )) پائولو فرير

بياموزيم كه(( ارقام دروغ نمي گويند ،اما دروغگويان رقم سازي مي كنند))ژنرال چالرز اچ0 گراس ونور

بياموزيم كه (( هيچ چيز گرانبها تر از لبخند نيست و اتفاقا توليدش آسان است ))سنگري

بياموزيم كه ((معلم هنر مند لبخندش را به تعداد دانش آموزان تكثير ميكند))//

بياموزيم كه ((اول معلم خداست و او صد وسيزده درسش را با رحمت آغاز كرده  و يك درسش را با غضب)) محمد فايق مجيدي 20/5/84

بياموزيم كه (( هرگز نمي توانيد با مشتي گره كرده دست بدهيد )) اينديرا گاندي

بياموزيم كه (( مسائل و موضوعات كوچك ، تنها ذهنهاي كوچك را از خود متاثر مي سازند))بنيامين ديزريلي

بياموزيم كه((به انساني كه از ديروزش عاقل تر نباشد بهاي زيادي ندهم )) آبراهام لينكن

بياموزيمكه(( حا ئز كمال اهميت است كه گاهي اوقات به خود و كارهايمان بخنديم )) كاترين منسفيلد

بياموزيم كه (( هرروز صبح با اين ميل از خواب بيدار شوم كه ناجي بشريت باشم ودر عين حال از دنيا لذت ببرم))اي .بي.وايت

بياموزيم كه (( چنانچه انسان بخواهد به تمامي آنچه كه از او انتظار مي رود دست يابد ،مي بايستي خود را بزرگتر از آنچه كه براستي هست،، ببيند))گوته

بياموزيم كه آنكه ر خلاف مسير آب شنا مي كند ،نيروي واقعي آن را احساس مي كند))وودرو و يلسون

بياموزيم كه (( براي برخي از مردم هيچ نوايي دل انگيز تر از صداي سقوط همنوعانشان نيست ))گروشه ماركس

بياموزيم  كه (( برخي از مردم خود را كامل و بيعيب و نقص مي دانند0اما اين تنها به  اين دليل است كه انتظارشان از خودشان بسيار ناچيز است ))هرمان هسه

بياموزيم كه(( ارزيابي ما از خود براساس آن چيزي است كه احساس ميكنيم توان انجامش را داريم اين در حالي است كه ارزيابي ديگران از ما تنها براساس كارهايي است كه قبلا انجام داده ايم ))هنري وادزورت لانگ فلو

بياموزيم كه (( عطش قدرت ريشه در ضعف دارد ،نه قدرت ))اريك فروم

بياموزيم كه (( هنگامي كه چيزي براي از دست دادن ندارم،آزادم))جنيس چاپلين

بياموزيم كه(( برخي عظمت و بزرگي را از بدو تولد باخود دارند .برخي به بزرگي حقيقي دست مي يابندو برخي نيز ديگران را وادار مي سازند تا آنان را بزرگ خطاب كنند))ويليام شكسپير

بياموزيم كه (( ممكن است جهان را در جستجوي زيبايي زير پا بگذاريم اما چنانچه آن را در قلب خود حمل نكنيم ،هرگز آن را نمي يابيم ))رالف والدوامرسون

بياموزيم  كه (( قدمي كوچك براي انسان جهشي عظيم براي بشريت است)) نيل آرمسترانگ

بياموزيم  كه ((حتي چنانچه در مسير درست نيز كه باشي ،اگر فقط آنجا بماني ،تو را زير خواهند گرفت ))ويل راجرز

بياموزيم  كه ((آنچه جهانيان بدان نياز مبرم دارند اندكي داروي ضد بي تفاوتي است)) ويليام مننينگر

بياموزيم كه (( هرگز آنچه انجام شده به چشم نمي آيد اين باقيمانده هر كارياست كه در نظر ها بزرگتر جلوه مي كند ))ماري كوري

بياموزيم  كه (0 آزادي آن است كه محدوديت هايت را خودت انتخاب كني ))هفز يبا منواين

بياموزيم  كه (( از چيزي كه خوشمان بيايد ميگوييم مال ماست و اگرنه مي گوييم قلابي است)9پيكاسو

بياموزيم كه ((مشكل بعضي از ما آن است كه ترجيح مي دهيم با تعريف وتحسين ديگران خراب شويم تا اين كه از انتقادهاي سازنده درس بگيريم ))نورمن وينست پيل

بياموزيم كه((بزرگترين شكوه وافتخارما نه در هرگز سقوط نكردن بلكه در برخاستن بعد از هر شكست است))رالف والدو امرسون

بياموزيم كه((تمامي انسانه با استعدادهايي زاده شده اند آنچه نادر است جراتو شهامت تعقيب انهاست))اريكا يونگ

بياموزيم كه (( هنگامي كه دو شاهد عيني صحنه تصادف واحدي را به دو گونه متفاوت توصيف مي كنند ،اعتبار چنداني براي تاريخ نمي توان قائل شد))بيش و پيسز

بياموزيم كه (( پيشرفت هاي علمي و تكنولوژيكي تبري است در دست جنايتكاران)) البرت انيشتين

بياموزيم كه (( عقل سليم همان نبوغ است كه لباس كار پوشيده باشد ))رالف والدوامرسون

بياموزيم كه (( هنر آن است كه زنگار روز مردگي و عادت را از روح بزداييد))پابلو پيكاسو

بياموزيم كه ((جابجايي كوهها با جابجا كردن سنگ ريزه ها شروع مي شود))ضرب المثل چيني

بياموزيم كه ((همواره مهياي بدترين باشم آنگاه خبر ها هميشه برايم خوشايند خواهند بود)) لوئيس اي.بون

بياموزيم كه (( افسوس خوردن به خاطر آنچه كه نداريم هدر دادن چيزياست كه داريم ))كن اس .كيس

بياموزيم كه(( چنانچه  هميشه حقيقت را بازگو كنم .مجبور نخواهم بود همه چيز را به خاطر بسپارم ))مارك تواين

بياموزيم كه(( خطاهاي ديگران را نيز چون خطاهاي خويش تحمل كنم ))فنلن

و بياموزيم كه

((چند گويي كه فام خرد توختم                                        همه هرچه بايستم آموختم

يكي نغز بازي كند روزگار                                           كه بنشاندت پيش آموزگار)

 

نویسنده : محمد فایق مجیدی مجیدی دهگلان ; ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٧
تگ ها:

.: Weblog Themes By Slide Skin:.