دهگلان زادگاه من

معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

دهگلان زادگاه من معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

+ دنيای خالی از خشونت

به نام خدا

                                               

 

       (( دنياي خالي از خشونت))

(( بر آنم كه مورخان آينده به قرن ما نه به عنوان عصر اتم ، كه به عنوان عصر گاندي خواهند نگريست)) (ص11 ،راه عشق ،1382)

اين روزها كتاب راه عشق كه داستان تحول روحي ماهاتما گاندي است  و به كوشش (( اكنات اسواران)) نوشته شده است مرا محسور انديشه هاي ژرف و بلند گاندي نموده است به راستي  بايد اين  عصر را عصر گاندي ناميد

كتابي كه به نظر راقم اين سطور براي همه معلمين و صاحبان منصب ميتواند منشا تغير نگرش باشد

كتابي كه بعضي از انديشه هاي بلند  گاندي را بيان نموده است كودكي كه : (( بسيار كم رو بوده و از مصاحبت با ديگران سخت پرهيز داشته و بهترين دوستاننش فقط كتاب هايش بوده چگونه مي تواند هندوستان را نجات بخشد))

اومي گويد: (( از اين ها گذشته ، ترسو بودم همواره وحشت دزدان ، ارواح ومارها ي بزرگ در دلم بود شب ها جرات خارج شدن از خانه را نداشتم از تاريكي سخت مي ترسيدم خوابيدن در تاريكي برايم ناممكن بود  همواره تصور ميكردم ارواح از يك سو ،و دزدان از سوي ديگر و مارها از ديگر سو به سراغم مي آيند پس اگر چراغي در اتاقم نمي سوخت خواب به چشمانم نمي آمد))

او بعدها گانديي ميشود كه تمام زندگي اش در خدمت به مردم مي گذرد و اعتقاد دارد كه : (( كسي كه خود را وقف خدمت ميكند كوچكترين انديشه رفاه خود را به سر راه نمي دهد بلكه آن رابه پروردگارش مي سپارد و خودرا تسليم اراده او مكند چنين فردي به هرچه كه خداوند برايش بخواهد راضي است بهاين ترتيب خود را اسير هر آنچه كه بر سر راهش قرار گرفته ، نمي كند ، تنها چيزي را كه شديدا به آن نياز دارد بز مي گيرد و باقي را رها مي كند او آرام و از خشم آزاد است و حتي هنگام ناملايمات ، آرامش ذهن از او ربوده نمي شود 0 خدمت او به حلق درست مانند نيكي ، پاداش جز انجام نيكي ندارد و به همان قانع و خشنوداست))

او ميفرمايد :  ((چنين فردي ، نه مجاز است چيزي از مردم بپذيرد و نه مجاز است آنچه را كه حقيقا مورد نيازش نيست از آن خود كند0 مالكيت مواد غذايي لباس يا اثاثيه غير ضروري نفض اين اصل است مثلا اگر ميتواند بدون داشتن صندلي گذاران كند ، نبايد در صصد داشتن آن باشد اگر اين اصل رعايت شود فرد به سوي هرچه ساده تر كردن زندگي گام بري دارد))

 او تهيه منشور و ظايف بشر را بسيار مهم تر از منشور حقوق او مي دانست او پس از مشاجراتش با همسرش كاستور باي به اين نتيجه مي رسد كه بايد براي ايجاد دگرگوني در ديگران ،بايد ابتدا خود را دگرگون نمايد

از آموزهاي اوست كه مي گويد :(‌(من به راه هاي خشونت بار اعتراض  دارم ،حتي اگر در مسير نيكي از اين راه ها استفاده شود نيكي حاصل از آن موقتي و گذراست ،ولي شري كه نتيجه آن است، ماندگار و هميشگي است ))

او هرگز  به راههاي ميانبر خشونت آميز اعتقاد نداشت و خود در اين زمينه ميگويد:‌(( من به راهاي  ميانبر خشونت آميز اعتقاد ندارم 0000هرچقد رهم    نسبت به اهداف ارزشمند احساس همدلي و ستايش كنم ، باز مخالف سازش  ناپذيري روشهاي خشونت بار ، حتي در راه شرافتمند ترين  آرمان ها، هستم 0000 تجربه به من آموخته است كه خير پايدار هيچ گاه نمي تواند ميوه خشونت  و نادرستي باشد ))   انسان امروز ميخواهد  به آرمانهاي شرافتمندانه اش برسد اما متاسفانه راه ميانبر را انتخاب نموده است ودراين راه زورگفتن وخشونت از  ساده ترين راههاي رسيدن به اين  آرمانها مي باشد

(( گاندي كه در نوشته هايش پيروز مندانه نوشته است روشي همسنگ با جنگ ولي متكي بر اخلاق پا بر عرصه وجودي نهاد ))

او نافرماني مدني را اين گونه تعريف ميكند (( نافرماني مدني حق ذاتي همه شهروندان است  اگر از چنين حقي صرف نظر كنيم ، از انسانيت دست شسته ايم نافرماني مدني هيچ گاه منجر به هرج ومرج نمي شود  نافرماني آشوب طلبانه است كه با هرج ومرج مي انجامد  هر دولتي براي حفظ موجوديت خود نافرماني هاي آشوب طلبانه را با توسل به زور سركوب مي كند ،اما سركوبي نا فرماني مدني تلاشي است براي به بند كشيدن وجدان ))

به نظر او ((لازمه مدني بودن نافرماني، وجود صداقت ،احترام به حريف ،خويشتنداري،و پرهيز از خوي تهاجم است 0 چنين  شيوه اي بايد مبتني بر اصولي كاملا شفاف باشد و دمدمي مزاجي در آن راه ندارد ، از همه مهم تر اين كه نبايد سو نيت يا نفرتي در پس آن نهفته باشد ))

گاندي مي گفت : ((بدي ،بي عدالتي و نفرت به خودي خود وجودي مستقل ندارند و تنها مادامي كه ما پشتيبانشان باشيم وجود پيدا مي كنند بي عدالتي بدون همكاري ما ـ چه عمدي وچه غير عمدي ـ نمي تواند به و جود ش ادامه دهد )) ص 59

او خطاب به مردمش  ميگفت : (( هدف خود را به روشني تعين كنيد و با از خود گذشتگي و بدون انتظار كوچكترين لذت يا نفع شخصي و با توسل به روش هاي مخلصانه به آن نائل آييد حتي  اگر در نگاه اول رسيدن به موفقيت از طريق خشونت قطعي جلوه كند به آن دست نيازيد چرا كه جز نتيجه معكوس حاصلي ندارد  سلاح عشق و احترام به حريف را به كار بريد ولو اين كه هدف ، دور و نامطمئن  بنمايد با تمام وجود  به مبارزه دل بسپاريد و هيچ بهايي را براي تلاش در جهت سعادت خلق بسيار نپنداريد  بدانيد كه هر ناكامي وشكستي ، شما را به ذخاير عميق تري  در ژرفاي و جودتان  راهنمايي مي كند خشونت هرگز خشونت را محو نمي كند  بلكه  تنها بر شدت آن مي افزايد ، در حالي كه با پايبندي  بي كم و كاست به عدم خشونت ، در انديشه و گفتار و رفتار ، وصول به آزادي حتمي است))

 

 

او مي فرمود  : (( براي مشاهده رودر روي روح فراگير و جهان گستر حقيقت ، بايد قادر به عشق ورزيدن به پست ترين موجودات خلقت ، در دست به اندازه خود باشيم  كسي كه چنين سودايي در سر مي پروراند هرگز نمي تواند خود را از هيج يك از زمينه هاي زندگي دور نگه دارد، از همين روست كه شيفتگي من به حقيقت ،مرا به وادي سياست كشانده است بدون كوچكترين ترديد و درعين حال در نهايت خضوع  مي توانم بگويم  كساني كه فكر ميكنند   مذهب را با سياست كاري نيست ، معني مذهب را نمي دانند))

او چقد بلند نظرانه ميانديشد كه : ((برآنم كه اگر يك فرد به مراتب بالاي روحي برسد ، همه جهان با او صعود مي كنند و اگر فردي سقوط كند ، همه جهان را به سقوط كشانده است ))

اين انديشه هاي گهر بار در اين عصر كه برخورد تمدن هارا  شاهديم مي تواند مرهمي بر دنياي خالي از قلب امروز باشد  امروز تمدن رشدي نا متوازن داشته و از لحاظ تكنولوژي به جايي رسيده  كه اعجاب همگان را برانگيخته است ولي از لحاظ خلاقي سقوط نموده است ونمونه اش را امروز  در دنيا شاهد هستيم  مهندسيني كه به نام تمرين شجاعت جوانان بيگناه را ذبح مي كنند و  فارغ التحصيلان دانشگاهايي كه مردم را به گلوله مي بنددند تا شايد به آرمانهاي خود  و اربا بانشان برسند  به اين اميد  كه تفكرات بزرگ مردان عالم را به عنوان مواريث فرهنگي بپذيريم و آن را به كار بريم0

محمد فايق مجيدي 8/5/84

نویسنده : محمد فایق مجیدی مجیدی دهگلان ; ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱۱
تگ ها:

.: Weblog Themes By Slide Skin:.