دهگلان زادگاه من

معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

دهگلان زادگاه من معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

+ ((براي هر كاري خوب بودم، باوركن ))

((براي هر كاري خوب بودم، باوركن )) ((براي هر كاري خوب بودم باور كن ،هر كاري تا اينكه آمدم اينجا پيش تو خوب بودم در خنديدن اداي مرده در آوردن ،شاه بودن، هر كاري اما حالا فقط روز هاي تعطيل خوبم براي هر كار)) هسته مركزي آموزش جهاني2004/29/11 كودكان مدرسه اي اگر آنچه را كه در بالا آمده است به زبان نگويند مي توان در سكوتشان ودر عكس العمل ها ورفتار هايشان در يافت اين حكايت نظام آموزشي ماست ،نظام آموزشي كه خنده را بر لبهاي دانش آموزان جراحي مكند كودك شاد ، بر انرژي ،فعال،جستجو گر پاي به مدرسه مي نهد و پس از مدتي سكوت و آرامشي كاذب بر رفتار واعمالش حاكم مي شود اطرافيان همه مي گويند از روزي كه به مدرسه رفته مودب شده كمتر سوال مي پرسد به مدرسه مي رود وبرميگردد خسته است راحت وآرام مي خوابد آنها نمي دانند نظام آموزشي كه عدم سياليت و انعطاف پذيري از ويژگي هاي آنهاست قدرت تحمل شور وشوق دانش آموزان را ندارد ،از همان روز اول مدرسه حق انتخاب رارا از او مي گيرد در كلاس جاي نشستنش را انتخاب مي كنند ،برنامه درسي اش ،معلمش،كتاب درسي اش،همه انتخاب شده اند و او فقط بايد با همه آنه كنار بيايد او در منزل از هر چيز وهر كس سوال مي پرسيد خط قرمزي برايش ترسيم نشده بود اما وقتي به مدرسه آمد دگر خط قرمز ها شروع شدند و او حق دارد بگويد براي هر كاري خوب بودم باور كن هر كاري تااينكه آمدم اينجا پيش تو خوب در خنديدن در ادا در آوردن شاه بودن هر كاري اما حالا فقط روزهاي تعطيل خوبم براي هر كار........ در عالم خيال برميگردم دوران تحصيلم در مدرسه آنگاه كه معلمين ما زندان بان بودندوما زندانيان . هم به او سخت مي گذشت و هم به ما . درس شيرين رياضي داشتيم .نفس ها در سينه حبس آقاي ..... با كوله باري از متلك ها،و برچسپ هاي آماده (( نفهم ،بي شعور ،كودن ،از سر مي رسيد )) اولين جمله اي كه با اخم مي گفت بنشينيد بود كه از بتمرگيد بد تر بود ،نه پيامي نه كلامي ...... جو كلاس جوي گورستان آسا و نتيجه آن يا دلزدگي بود يا ترك تحصيل عهاي رفتند و ترك تحصيل كردند و آنهايي كه ماندند و تحقير ها وتوهين ها را تحمل كردند، نمي دانم اگر معلم شده اند آيا با همان متد وروش مي خواهند به دانش آموزانشان آموزش بدهند و يا با يادگيري مداوم مانوس شده اند ومي دانند خطا هاي نسل گذشته را نبايد تكرار كنند اكنون كه به كلاس هاي دوران تحصيلم نگاه مي كنم بسيار تعجب مي كنم كه معلمين ما هيچ بهره اي از شيوه هاي نوين تدريس نداشته اند و معلمين ما فكر مي كردند ما در دوجبهه مخالف هم قرار داريم ، در حالي كه مادر يك صف بوديم و برعليه ناداني و جهل مبارزه مي كرديم .ومعلم ما كه مي بايست تسهيل كننده مي بود خود را داناي همه چيز دان مي دانست و در انتقال دانش خست مي ورزيد . و اما معلمين امروز مي دانند كه: -سهم هريك از دانش آموزانمان براي ما اهميت دارد -ما بايد باوركنيم كه دانش آموزانو تفكرات آنه موضوعي براي تدريس هستند -اثر گذاري بر دانش آموزان بي انگيزه نيز هدف ماست -ما كتاب را واسطه يادگيري مي دانيم -ما فرصت هاي مناسب براي احساس امنيت در دانش آموزان فراهم مي كنيم -ما چالش در كلاس را عاملي براي ايجاد انگيزه مي دانيم منبع:آموزش جهاني ،آموزش همه جانبه محمد فايق مجيدي دهگلان 24/8/84
نویسنده : محمد فایق مجیدی مجیدی دهگلان ; ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٢
تگ ها:

.: Weblog Themes By Slide Skin:.