دهگلان زادگاه من

معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

دهگلان زادگاه من معلم در قرن ۲۱ (teacher in 21 century)

+ گفته بودم اگر معلم بودی ...

راستی بسیار دانستن به چکار می آیدگیرم همه ی علوم زمان خویش را بدانی چه می شود.به قول آن شاگردی که می گفت:همه ی نمرهایم 20 بوده ولی فرق میان 20و10 چیست مگرنه این که هر دو قبول می شویم.راستی آدمی را چه علمی لازم است؟

این همه دنبال عنوان ومقام وگروه بودن مارا چه فاید؟در این دنیای انفجار ی که پراز اطلاعات به سود ما خواهد بود.

با پیشرفت علم وتکنولوژی آدمیان باید بیشتر احساس آسایش کنند.آیا این گونه است؟دیوارها فاصله ها را زیاد کرده وکامپیوتر ارتباطات را گستر نموده راستی راه سعادت در چیست فرق خوب وبد چیست؟

فغان که کوهکن ساده دل نمی داند..

که راه در دل خوبان بزور نتوان یافت..

موضوع انشاء:

گفته بودم اگر معلم بودی ...

نوشته بودی ((اخلاقم را مثل آقای مجیدی روال بدهموآخر کلاسم اینکه اخلاق معلمی من مثل آقای مجیدی دبیر عزیز ادبیات فارسی باشد.

اما می دانم.که هرگز چنین نخواهد شد.))

وتو چقدر زیبا نوشته بودی ..

اگر معلم باشم سعی می کنم (( اول از حرفهای ناشایست که از یک انسان بعید است.

رابه زبان خود جاری نمی کنم زیر من آیینه آینده آنها خواهم بود)).

((من نمی خواهم که لباس گران قیمت باشدکه بوی پول را بدهد.نه آن قدر کهنه باشد.که غصه های مارا تازه کند.

1-پیمان قمری 2-مهد میرکی.

من اگر معلم باشم.می خواستمواقعا جای معلم ریاضی نمی شدم.چون خیلی بی بخار .خشمگین عصبانی است.

من اگر معلم بودم.می خواستم خوش تیپ وبا کلاس باشم))((اگر معلم باشم هیچ وقت سعی نخواهم کرد که کلاسم

مثل در بار پادشاه باشدکه هیچ کس از ترس پادشاه جرات حرف زدن را ندارد.واگر حرف می زند آنقدر او را می زد.

تا دیگر اصلا در آن مکان صحبت نمی کرد. ((من از معلم ادبیات خوشم آمده چون به بچه ها آزادی متعادلی داده مثلا یک بار

گفت که خودتان بیاییدودرس را توضیح دهید ومن جرات صحبت کردن در جمع را پیدا کردم))

1عرفان سلیمی 2-آرمان خالدیان 3-مشیر پناهی...

من دوست دارم آقای مجیدی به خانه ام بیایدمن چون از تو مجیدی تربیت واخلاق را دارم می َآموزم.

واگر معلم باشم می خواهم مانند آقای مجیدی باشم زیرا اکثر همکلاسی هایم می گویند مانند آقای مجیدی که وقتی 

به یک مسئله برخورد می کند لب خود را گاز می گیرد.1-آرمان 2-امید سعیدی ...

((من دوست دارم اگرمعلم باشم مانند آقای مجیدی باشم زیرا درس را به طور کلی شرح می دهند وخوشحال وشاد

هستند.با بدی با دانش آموز رفتار نمی کنند ))

اگر معلم باشم می خواهم با دانش آموزان رفتار خوبی داشته باشم من می خواهم یک کلاس پر انرژی را تر تیب بدهم

که دانش آموزان هرگز احساس خستگی نکنند.

آفتاب از اوج عزت می دهد رو در زوال

ساده لوح است آن که با اقبال دشمن.دشمن است.

اگر معلم شوم می خواهم مثل آقای مجیدی باشم چون آقای مجیدی دانش آموزان را هر گز تنبیهه نمی کند.

مانند آقای مجیدی به آینده دانش آموزان فکر کنم.به خواندن کتابهای دیگر اهمیت بدهم...

اگر معلم شوم با بچه ها مثل آقای مجیدی رفتار می کنم اگر معلم شوم مثل آقای مجیدی هرگز به بچه ها کتک نمی زنم.

چون کتک برای حیوانات وحشی آمده است اگر معلم شوم مانند آقای مجیدی که از همه دبیران خوب تر است و هر وقت

وارد کلاس می شود ویک مقاله کوتاه برای دانش آموزان می خوانم بله درس را شروع می کنم اگر من معلم مانند آقای مجیدی

کارهای مربوط به درس او با ترتیب ونظم خاصی انجام می دهم.آقای مجیدی اگر معلم شوم دلم می خواهد مثل تو یا مثل معلمان

دیگر درس بدهم بیاموزانم وبخوانم وبنویسم ...

موضوع:

می خواهم معلم باشم .

 

چشمان تیز بین شما را می ستایم تا عیب وهنر یک سال کلاس فارسی.املاء وانشاءرابه بوته ی نقدبگذارد..

                                                                  ((آرش شرفی))

من امسال از درس ادبیات سال سوم خیلی خوشحال بودم .آقای مجیدی تو معلم خیلی خوبی هستی.

توهمیشه وقتی به کلاس آمدی همیشه در مورد موضوع خوبی صحبت می کردی و مقاله وروزنامه ها را

می خواندی وبه ما می گفتی ...

محمد میرگی ***

انشاء:

من درکلاس انشاءتاحدودی توانستم برترس خودغلبه کنم زیرادرکلاس انشاءفقط نوشتم وکسی جزمعلم آنهارانخوانده بودم من درکلاس انشاء می خواستم.

حقایق رابازگوکنم میخواستم آنچه دردل خودسالهاست که پنهان کرده ام رابه بیرون بریزم ...

ازهستی دوروزه به تنگ اندعارفان ...

توساده لوح طالب عمردوباره ای ...

                                              ساده لوحان زود می گیرند رنگ هم نشینی ...

                                             صحبت طوطی سخن ور می کند آیینه را ...

                            ((پوریا مشیرپناهی ))

من امسال در کلاس املاء وانشاء چیز های خوبی یاد گرفتم مثلا آموختم که چگونه بنویسیم .

واین را هم مدیون معلم خوب وبزرگوارم بودم او تلاش می کرد ما خوب فکر کنیم وخوب انشاء

بنویسیم .کلاس انشاء وفارسی ما یکی از بهترین کلاسها بود من این را می دانم که آقای مجیدی

هیچ وقت بدون مطالعه یا بدون این که مطلب تازه ای به کلاس بیاورد به کلاس ما نیامد.

                                                                        ((بهزاد پرتوی))

کلاس فارسی .املاء وانشاء امسال برای من خیلی جذاب بود مخصوصا کلاس انشاء زیرا من در سالهای گذشته

نمی توانستم خودم انشاء بنویسم.

                                                          ((پرویز ویسی))

من از کلاس فارسی  واملاء وانشاء مثل خاطره بزرگ که در این سال برای من مانده است به نوبه خود کلاسها دارای

شادی وبدی ها یی بوده است شادی های این کلاسها تا ثیر زیادی در روحیه بچه ها گذاشته است تا هرگز هیچ دانش آموزی

با ناراحتی از کلاس بیرون نیامده و به هیچ کس نمره اضافی داده شده است.

                                                        ((عرفان سلیمی ))

من وقتی اول سال به کلاس فارسی واملاءوانشاء آمدم فهمیدم که من هرگز در این درس خسته نخواهم شد ...

                                                     ((جایزه نوبل))

آن روز صحبت از ماری کوری بود و جایزه نوبل .به بچه ها گفتم بعضی ها آرزوهای بزرگی دارند وپس از مرگشان آرزوهایشان

ونامشان جاوید می ماند از جمله این افراد نوبل می باشد که پس از مرگش به خاطر جایزه ای که برای بزرگمردان عالم  در نظر

گرفت هرگز فراموش نمی شود  به بچه هاگفتم شما هم این گونه کار کنید تا فردا وفردا ها به جوایزی به نام شما هم برانگیزانند.

تا حس نوع دوستی دیگران گردد.

نظرتان در باره خط قرمز ....

                                ((فرشته سه آرزو))

به نام خداوند خالق الصماوات والارض ...

اولین بار که اورا باچشم خود ببینم وبا بینی خود ببویم ازاو می خواهم که دلی پاک وپر از مهر برایم آرزو کند و قلبی صاف هم چون شیشه

برایم بیاورد...

2- دوم از او می خواهم که حس برایم اعطاء کند که مو را ازماست وبدی را از خوبی بشناسد ..

3- سوم آرزوی آینده ای خوب بدنی سالم مغزی فعال وبه خصوص دوستان خوب واز همه مهمتر سالم بودن  پدر ومادم را برآورده کند.

                 ((سید مرتضی مرد یها ))

گمان نکنید که انسانهای روستا ازانسانهای جوامع شهری صادق تر وپاک تر هستند

خواهشگری آنها مشابه خواهشگری انسانهای شهری است اما قدرت ابزار سازی آنها کم است ...

                                                  ((کلیدی ها))

               

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : محمد فایق مجیدی مجیدی دهگلان ; ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٧
تگ ها:

.: Weblog Themes By Slide Skin:.