واژه نامه طنز با اجازه آقاي بيرس

هگلان زادگاه من

۱۱ سال پیش



واژه نامه طنز با اجازه آقاي بيرس

((آسايش : حالت روحي كه در اثر مشاهده ناخوشي و كسالت يك همسايه به وجود مي آيد

او معتقد است ديپلمات آدمي است كه از قدرت سياسي اش براي برآوردن خواسته هاي زنش استفاده مي كند

دست : ابزاري منحصر به فرد در انتهاي دو بازو ي انسان حمل مي شود و معمولا در جيب يك غريبه فرو ميرود))آمبروز بيرس


 

كلاس انشا :زنگي كه دانش آموز نمي خواهد پايه معلوماتش دانسته شود

كتب غير درسي : وسيله اي گمراه كننده تا حد امكان بايد  از دسترس دانش آموزان دور نگاه داشته شود

كتاب درسي : مجموعه اي تدوين شده كه هيچ ربطي با هم ندارد و معلم بايد تا پايان سال بين  مطالب و دانش آموزان به زور ارتباط برقرار كند


 

امتحان : زحمت دانش آموز

كنكور : مانعي كه مي نواند متقاضي را تا سر حد مرگ هدايت كند

دانش آموز زرنگ : كسي كه مي تواند به راحتي ازمعلمش نمره بگيرد بدون اين كه در س بخواند

رشته ادبيات: رشته اي كه با ارواح سرو كاردارد

حقوق:پولي كه معلمين سر ماه مي گيرند و براي بدهي هاي ده سال اول استخدامي هزينه مي كنند

اولياي دانش آموز : افرادي كه براي تفريح فرزندانشان را به مدارس مي فرستند


 

انجمن اوليا ومربيان :مسئول ماليات آموزش و پرورش 

مدرسه :جايي كه دانش آموزمي فهمد از معلمش جلوتر است

معلم : شخص شريفي كه اين واژه ها در هفته معلم زياد در باره اش تكرار مي شود(تكريم ،حرمت ، فكور ،با فهم ،شغل مقدس00000

مدير مدرسه: معلمي كه جدا جدا سر معلمهاي ديگر كلاه گذاشته

دانش آموز : آنكه در مدرسه هيچ نمي آموزد


 

تبعيض : واژه اي قديمي مربوط به نسل هاي پيشين امروزه اين واژه كاربردي ندارد

محمد فايق مجيدي  دهگلان24/8/84

/ 0 نظر / 6 بازدید