با تشکر از شاگر خوبم محمد نادری کروندان که این گونه زیبیا می نویسد:

تا زمانی که افراد جامعه، نتونن خودشون رو در قالب یه من بزرگ، به نام جامعه، ببینن، نباید انتظار داشت که اوضاع جامعه بهتر بشه. در واقع بخشی از سرنوشت ما مشترکه و ما بدون اینکه متوجه باشیم مدام داریم از راه های مختلف، روی کیفیت زندگی هم تاثیر میذاریم. به عنوان مثال (و البته کم نیستن مثال هایی از این دست!)، پیش میاد میری یه فتوکپی یه برگه رو کپی میگیری، می پرسی چقد تقدیم کنم؟ میگه صد تومن! جیب هات رو میگردی می بینی پول خورد نداری، زیر لب میگی فکر کنم پول خورد ندارم! طرف هم صدات رو میشنوه، و با روی گشاده میگه اشکالی نداره، هر وقت مسیرت افتاد این طرفا صد تومن برام بیار! توام وقتی که داری میری به خودت میگی صد تومن که پولی نیست! اگه یادم افتاد، میدم، اگه هم، نیافتاد، نیافتاد! درسته، صد تومن پولی نیست اما واقعیت اینه که حالا تو فقط صد تا تک تومن بدهکار نیستی، بلکه بخشی از اعتماد افراد یه جامعه به همدیگه رو، بدهکاری! اگه نری اون صد تومن رو بدی، طرف ورشکست نمیشه ولی علاوه بر اینکه حس بدی به جامعه پیدا می کنه، دیگه در آینده هم، نمی خواد به کسی اعتماد کنه، و در موقعیت های مشابه میگه شرمندم مشکل خودتونه!

/ 0 نظر / 31 بازدید